مرتضى مطهرى
478
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
كه الآن در لبنان در كنار درياى مديترانه هستيد و داريد آب را در آنجا مىبينيد ، بعد سوار مركبى مىشويد و مثلا به شهرهاى جنوب مديترانه مثل الجزيره مىرويد ، در آنجا يك دفعه باز چشمتان به اين آب مىافتد و مىگوييد : « اين همان است » يعنى اين همان آبى است كه در لبنان ديدهايد . آنجا كه مىگوييد « اين همان است » نظر وحدت داريد . وقتى كه در لبنان بوديد و لو اينكه چشم شما به يك قطعهء خاصى از آب افتاد اما چون نظر وحدت داريد اين قطعه از آب را كه مىبينيد مثل اين است كه داريد مديترانه را مىبينيد . گو اينكه شما يك مقدار معين از آب را مىبينيد اما اين را به اين اعتبار مىبينيد كه يك كل واحد را داريد مىبينيد و لهذا به الجزيره كه رسيديد مىگوييد : « اين همان است » . آيا اين همان است كه در آنجا ديدهايد ؟ بله ، اين همان است . ولى يك وقت هم اين واحد كل يعنى مديترانه را تجزيه مىكنيد ، آن قسمتى از مديترانه را كه در لبنان است يك چيز در نظر مىگيريد و قسمتى را كه در كنار الجزيره است چيز ديگر به حساب مىآوريد و لذا وقتى برويد الجزيره را ببينيد بگوييد اين همان است ، دروغ گفتهايد ؛ اين كجا و آن كجا ؟ ! آيا اين همان آب است كه ديدى ؟ ! نه ، اين آن نيست . اگر اين همان است پس آن فلان كشتى كه در آنجا بود كو ؟ نه ، اين آن نيست ؛ يعنى اين جزء غير از آن جزء است . پس اين بحث لا به شرطى و به شرط لايى هميشه در جلو چشم بشر وجود داشته است كه متحدها يعنى امورى كه به نحوى با هم متحد هستند « 1 » و در عين اينكه نوعى
--> ( 1 ) . البته اينها با هم خيلى فرق مىكند ، يك جا وحدت زيادتر است و كثرت بيشتر جنبهء اعتبارى مىگيرد مثل واحد كميت ، و يك جا كثرت زيادتر است و وحدت بيشتر جنبه اعتبارى دارد مثل رابطه جوهر و عرض . در واحد كميت بيشتر وحدت حقيقت دارد و كثرت اعتبار ذهن است و در رابطهء جوهر و عرض بيشتر كثرت حقيقت دارد و وحدت اعتبار ذهن است ( البته يك اختلافى هم در اين زمينه بين فلاسفه هست ) . مسلّما وحدتى كه ميان جوهر و عرض هست در حد وحدت افراد « كم » با يكديگر نيست ، در اينجا كثرت غلبه دارد بر وحدت ، ولى در عين حال جوهر و عرض دو امر ضميمه شده در كنار يكديگر مثل ضمّ الحجر فى جنب الانسان نيست ، بلكه در عين حال يك اتحاد وجودى در كار است . پس نحوهء وحدت و كثرت فرق مىكند ، در يك جا وحدت بيشتر است ، در يك جا كثرت بيشتر است ، كما اينكه در باب ماده و صورت اين بحث از زمان سيد سند مطرح شده است كه آيا تركيب ماده و صورت انضمامى است يا اتحادى ؟ آنهايى كه تركيب ماده و صورت را انضمامى مىدانستند بيشتر به كثرت ماده و صورت قائل بودند . از زمان سيد صدر به اين طرف ديگر نظريهء انضمام از بين رفت و نظريه اتحاد به ميدان آمد ؛ يعنى قائل شدند كه ماده و صورت بيشتر يك چيز هستند و كمتر با يكديگر تمايز دارند . - اينكه در اين بحث رابطه كميت را با رابطهء جوهر و عرض فرق مىگذاريد مگر خود كميت را به عنوان يك